مرتضى مطهرى
50
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
داشت كه با يك مسألهء پزشكى يا فيزيكى دارد . از اين رو هر علمى نيازمند به موضوع است و تمايز علوم از يكديگر نيز ناشى از تمايز موضوعات آن علوم است . 2 . نظريهء دوم اين است كه پيوند مسائل علوم با يكديگر ناشى از آثار و فوايدى است كه بر آنها مترتب مىشود . فرضاً يك عده مسائل در اطراف يك موضوع معيّن نباشد ، هر مسألهاى مربوط به موضوع جداگانهاى باشد ، اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق مىگيرد وحدت و اشتراك داشته باشند كافى است كه قرابت و هم خانوادگى ميان آنها برقرار گردد و ضمناً آنها را از مسائل ديگرى كه علم ديگر به شمار مىرود متمايز كند . ولى اين نظريه صحيح نيست . اينكه يك عده مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق مىگيرد وحدت و سنخيّت پيدا مىكنند ناشى از شباهت ذاتى آن مسائل به يكديگر است ، و شباهت ذاتى آن مسائل به يكديگر ناشى از اين است كه همهء آن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدى مىباشند . اكنون ببينيم موضوع علم منطق چيست و علم منطق در اطراف چه موضوعى بحث مىكند ؟ موضوع علم منطق عبارت است از « معرّف و حجّت » ؛ يعنى مسائل منطق يا دربارهء معرّفها يعنى تعريفات بحث مىكند ، يا دربارهء حجتها يعنى دربارهء استدلالها . عجالتاً كافى است بدانيم كه در همهء علوم مجموعاً دو كار صورت مىگيرد : يكى اين كه يك سلسله امور تعريف مىشوند ، و ديگر اين كه براى اثباتِ يك سلسله احكام ، استدلال مىشود و دليل آورده مىشود . در همهء علوم اين دو كار صورت مىگيرد . علم منطق مىخواهد به ما راه صحيح تعريف كردن و صحيح استدلال كردن را بياموزاند . در درسهاى آينده « معرّف » و « حجّت » را كه موضوع علم منطق مىباشند بهتر خواهيم شناخت .